تبليغاتX
سینه سرخ
و نیاید آن روز که سینه سرخ از غم خاموشی بمیرد
 بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران

 

 

اعلام تشکیل «راه سبز امید» برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان‌های مغفول انقلاب اسلامی

میرحسین موسوی با صدور بیانیه‌ی جدیدی خطاب به ملت ایران، ضمن تاکید بر دفاع از جمهوری اسلامی در مقابل مطامع بیگانگان، بر تقویت «شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است»، تاکید کرد و با اصرار بر عدم به‌کارگیری روش‌های تندروانه و خشن، 9 راهکار حداقلی را برای خروج از بحران کنونی ارائه کرد. متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم


مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!

نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت.

مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.

حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند.

آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است.

این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند.

مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست.

آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید.

پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت.

میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم.

حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.

رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم.

بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق‌هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند.

قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند.

همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند.

با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هستههای اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعههای کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود.

ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:

1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی

ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.

                                    

 

                                                                                  میرحسین موسوی

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 کروبی: افشاگری ها موجب محدوديت در انتشار روزنامه و سايت اعتماد ملی شد



مهدی کروبی، نامزد معترض به نتيجه انتخابات گفته است: که افشاگرهای وی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان اخير به توقيف روزنامه اعتماد ملی و همچنين محدوديت برای وب سايت حزب اعتماد ملی منجر شد.

به گزارس سحام نيوز، وب سايت خبری حزب اعتماد ملی، آقای کروبی در جريان سفر خود به قزوين گفته است:«برخی از افشاگری های بنده و اسنادی که درباره آزار جنسی بازداشت شدگان اخير ارائه کردم موجب محدوديت در انتشار روزنامه و سايت اعتماد ملی شد.»

اعتماد ملی، روزنامه منتقد دولت ايران، در اواخر مردادماه سال جاری به دستور دادستانی تهران توقيف شد.

در همین زمینه مهدی کروبی اضافه کرد:«مسئولان بدانند که هيچ گاه توقيف يک روزنامه يا فيلتر کردن سايت مانع از انتشار خبری نمی شود.مطبوعاتی ها نيز نگران نباشند چرا که يک روزنامه تعطيل شد يک روزنامه ديگر راه اندازی می شود و هيچ گاه شرايط اين گونه نخواهد ماند.»

مهدی کروبی، دبير کل حزب اعتماد ملی،
  همچنین با اشاره به حوادث پس از انتخابات و رويکرد مسئولان نظام جمهوری در قبال تظاهرات «آرام»، معترضان گفت:« جريان حاکم به جای ادای مسئوليت، معترضان را سرکوب کرده، مورد ضرب و شتم قرار داد و موجب جان باختن کسانی شد که تنها به نتيجه يک انتخابات اعتراض داشتند و متاسفانه با بازداشت شدگان رفتاری صورت گرفت که موجب شده تا به امروز همچنان گرفتار حوادث پس از انتخابات باشيم.»

دبيرکل حزب اعتماد ملی افزوده است:« البته اکنون با مستنداتی که ارائه شد مسئولان متوجه آن شده اند که در کهريزک و امثال آن جنايتی رخ داده است که غير قابل بخشش است.»

مهدی کروبی طی ماه گذشته اطلاعاتی در خصوص اقدامات عليه بازداشت شدگان، از جمله تجاوز، منتشر کرده و از مسئولان خواسته بود به اين موارد رسيدگی کنند.

نامه مهدی کروبی به اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجلس خبرگان، درباره احتمال آزار جنسی بازداشت شدگان اخير، با واکنش های بسياری از سوی مقامات بلندپايه جمهوری اسلامی رو به رو شد.

در جريان تجمع های معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در
۲۲ خرداد، به گفته مسئولان قوه قضاييه دست کم چهار هزار نفر بازداشت شدند که هم اکنون نزديک به سيصد نفر از آنها همچنان در بازداشت به سر می برند.

به گفته عليرضا بهشتی، از اعضای کميته پيگيری ستاد های ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات
۷۲ نفر کشته شده اند. اين در حالی است که مقامات دولت ايران کشته شدن ۳۰ نفر را در اين وقايع تاييد کرده اند.

«خدشه به جمهوريت نظام»

مهدی کروبی همچنين در بخش ديگری از اظهارات خود با اشاره به حوادث پس از انتخابات تا کنون گفته است:« نگران وارد شدن خدشه به جمهوريت نظام هستم ، نگران اين هستيم که جمهوريت از نظر محتوايی به مرور حذف شده و تنها يک چيز صوری و ظاهری از آن باقی بماند».

آقای کروبی اضافه کرده است:« نبايد به دليل عدم مقبوليت جمهوريت توسط يک انديشه و فکر خاص دلسرد شده و مسئوليت ها را سلب کنيم بلکه بايد با تدبير و دورانديشی، مصمم و قاطع به کار خود ادامه دهيم»

مهدی کروبی با پيش بينی روز های «سخت» در آينده بر« ايستادگی» و کار«تشکيلاتی» تاکيد کرده است.

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 آيت الله منتظری: صريحا می‎گويند ملاک رأی يک نفر است



آيت الله حسينعلی منتظری، از مراجع شيعه در قم، روز شنبه در ديدار با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، با اشاره به این گفته آیت الله خمینی که« میزان رای ملت است» گفته است: ‏الان صريحا میگويند ملاک رأی يک نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است .

به گزارش وب سايت آيت الله منتظری، اين مرجع شيعه از اين که در جمهوری اسلامی « نظام» معادل با يک «شخص» در نظر گرفته می شود، انتقاد کرده است.

آيت الله منتظری گفته است:«‏الان متأسفانه بعضی ها وقتی می
گويند نظام، منظورشان يک شخص‏ ‏است؛ با اين که اين درست نيست، حفظ نظام يک واجب شخصی نيست‏ ‏بلکه مقصود اين است که نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود، ولی‏ ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت میکنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بی اساس میگيرند که اينها همه بر خلاف اسلام است» .

آيت الله منتظری، يکی از سرشناس ترين روحانيون منتقد جمهوری اسلامی،
  همچنین در این دیدار از بازداشت اصلاح طلبان در جريان رويدادهای پس از انتخابات انتقاد کرده است.

آيت الله منتظری در اين زمينه گفته است:«‏ ‏خيلی از شخصيت هايی که در پيروزی انقلاب نقش داشتند و الان هم‏ ‏انقلابی اند متأسفانه در زندان هستند. اين اعتراف گيری ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است» .

بسياری از چهره های اصلاح طلب مانند: محمد علی ابطحی، معاون رييس جمهوری در دوران خاتمی، بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی مجاهدين انقلاب که به مدت هشت سال در کابينه آيت الله خامنه ای وزير بود، محسن ميردادمادی، نماينده مجلس ششم و دبيرکل جبهه مشارکت، سعيد حجاريان، عضو جبهه مشارکت، عبدااله رمضان زاده، سخنگوی دولت خاتمی، و مصطفی تاج زاده از
  متهمان حاضر در دادگاه وقايع پس انتخابات هستند.

برخی از اين بازداشت شدگان به هنگام حضور در دادگاه، اظهاراتی بر خلاف مواضع قبل از زندان خود بيان کردند.

اين اظهارات بازداشت شدگان که در رسانه های نزديک به دولت از آنها با عنوان «اعترافات» ياد شده، ظرف چند هفته گذشته موج فزاينده انتقادها را بر انگيخت و مخالفان دولت، آن را «نمايشی» و سخنان مطرح شده را تحت فشار و شکنجه دانسته اند.

آيت الله منتظری هم چنين با اشاره به رويدادهای پس از انتخابات تاکيد کرده است:« ‏الان انحرافی پيش آمده که همه بايد امر به معروف و نهی از منکر کنند و‏ ‏جلوی اين انحرافات را بگيرند. بی گناهانی در زندان هستند که اين ظلم‏ ‏بزرگی است و بايد نسبت به آن بی تفاوت نباشيم.»

«حفظ نظام و دستورات اسلام»

اين مرجع شيعه در ادامه گفته است:«دستورات اسلام را زير پا می
گذارند و میگويند برای حفظ‏ ‏نظام است، در حالی که امام خمينی فرمودند: ملاک رأی ملت است؛ ‏الان صريحا میگويند ملاک رأی يک نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است» .

هرچند آيت الله منتظری مشخص نکرده است که اين یک «نفر» چه کسی است،
 اما به نظر می رسد خطاب وی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی باشد که در راس نظام سياسی ايران قرار دارد.

آيت الله خامنه ای يک روز پس از برگزاری انتخابات رياست جمهور
۲۲ خرداد سلامت اين انتخابات را تاييد کرد و در نماز جمعه ۲۹ خرداد به مخالفان هشدار داده بود که به اعتراضات خيابانی به نتیجه انتخابات پايان دهند

رهبر ايران گفته بود در صورت ادامه راهپيمايی، مسئولان سياسی مسئول عواقب آن خواهند بود.

گروه های طرفدار حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل اين اظهارات آيت الله خامنه ای را نشانه «چرغ سبز» برای سرکوب خشونت آميز معترضان دانسته بود.

همزمان با انتقاد آيت الله منتظری از معادل قرار دادن «نظام» با يک «شخص»، برخی از نمايندگان مجلس می گويند: به دليل توصيه آيت الله خامنه ای مجلس به وزاری دولت دهم رای داده است.

تنها ساعاتی پس از رأی اعتماد مجلس به
۱۸ نفر از ۲۱ وزير معرفی محمود احمدی‌نژاد، محمدرضا باهنر، نايب رئيس مجلس هشتم، گفته بود که با توصيه‌های رهبری وزرای بيشتری رد صلاحيت نشدند.

آقای باهنر گفته بود: «به هر حال همه چيز به خير گذشت و پيام رهبری بود که نقش مهمی در اين زمينه ايفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را اين طور می‌شد ديد که اگر توصيه رهبری نبود احتمال داشت که
۸ الی ۹ نفر از وزرا رأی نياورند و اين آغاز خوبی برای دولت نبود».

نايب رئيس مجلس در ادامه آنچه
  را که «تيزبينی» رهبری خواند باعث ايجاد تغيير در تحليل نمايندگان دانست.  به گفته این نماینده مجلس «تغييری» که اگر صورت نمی‌گرفت تعداد وزرای رد صلاحيت شده به مراتب بيشتر از سه نفر می‌شد.

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 ناگفته هایی از س.ک.س


پیرو اتفاقات اخیر  و  اصرار جناب بعضي‌ها و انکار بعضي ديگر ، بر آن شدیم تا خودمان به سراغ ماجرا برویم و ببینیم کی با کی، کی(K) ، چی کار کرده که در همان ابتدای تحقیق و تفحص با س.ک.س آشنا شدیم و با وی مصاحبه ای داشتیم که در زیر قسمت هایی از آن را به سمع(؟) و نظر شما عزیزان می رسانیم:

- سلام قربان، لطفا اگه امکان داره خودتونو معرفی کنید

+ علیک سلام، من س.ک.س هستم

-  چرا خودتان را اختصاری معرفی می کنید؟

+ برای اینکه آبرو دارم عزیزجان، اگه شما  جای من بودی،خودتو معرفی می کردی؟! نمی کردی دیگه!

- خوب بله البته من تجربه ی این کارو نداشتم تاحالا ولی ظاهرا حق با شماست، حداقل اسم کوچکتان را بگویید که ما شما را به آن نام صدا کنیم.

+ من سید کاظم.س هستم

- سیدجان میتونم ازت سوال کنم چرا این مدلی راه می رید؟!

+ والا زیاد نمیتونم توضیح بدم، ولی به طور کلی میتونم بگم "گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!"

- یعنی می خواید بگید پشتتون زین گذاشتن؟!

+ یه چیزی تو همین مایه ها ، شما اینجوری فکر کن!

- شما سابقه ی کار سیاسی میاسی هم داشتی؟

+ منظورتان قبل از دستگیری است یا بعد از دستیگری؟

- چه فرقی داره؟ سابقه سابقس دیگه کاظم جان!

+ اختیار دارید قربان، من قبل از اینکه دستگیر بشم فکر می کردم تاحالا هیچ غلطی نکردم، اما وقتی دستیگر شدم تازه متوجه شدم که چه غلطای زیادی ای که نکردم!

- عجب! میتونید یه کم بیشتر توضیح بدید؟

+ ببینید وقتی منو دستگیر کردن، بردن توی انفرادی، اونجا هم چون آدم تنهاست، با خودش خلوت میکنه و میشینه  به کارای کرده و نکردش خوب فکر می کنه. یه شب که همه خوابیده بودن و سکوت فراگیر شده بود ، نگهبان اومد سراغم و بهم گفت: جیگرطلا، پاشو بریم عشق و حال! من که شک زده بودم گفتم: بله قربان؟!  لپمو کشید و گفت: جــانم، عزیز دل برادر پاشو بریم هواخوری یه کم با هم اختلاط کنیم و ...! خلاصه قضیه اینطوری شروع شد.

- خوب، ما از کجا باید حرفای شمارو باور کنیم، این روزا خیلیا دروغ به هم میبافن، بافیدنی!

+ من مدرک دارم قربان! رو هوا که حرف نمی زنم!

- میتونید مدرکتونو به ما هم نشون بدین؟

+ والا این جور مدارکو برای هرکسی رو نمی کنن، من یه بار فقط برای آقای کروبی رو کردم، حالا چون شمایی، یه بارم مدارکمو به شما هم نشون می دم، روم به دیوار، ببخشیدا، بفرمایید، مدرک بهتر از این می خواید...؟؟!!!

- اوه، اوه ، اوه، کی این بلارو سرت آورد کاظم جان؟!

+ همون نگهبانه که اومد لپمو کشید گفت بریم با هم عشق و حال دیگه!

- بی انصاف رحمم نکرده، چه جوری این بلارو سرت آورده؟

+ این جوری...!

- آخ ، آخ، آخ،  واقعا که بعضیا چقدر وحشین! حالا فکر می کنی این مدارک پاره و سوخته رو کسی ازت قبول بکنه؟!

+درسته که خیلی داغون شده ولی به هر حال قابل تشخیص که هست!

- الان خیلی درد داری؟

+ نه زیاد، بیشتر میسوزه ؛ البته من از قبل خودمو آماده کرده بودم!

- جدا؟! چه جوری؟!

+ والا، من با توجه به اینکه یه اخبار کذبی شنیده بودم که اگه بگیرنت باهات چی کار می کنن، از طرفی هم شنیده بودم زمان شاه ملعون، با تخم مرغ داغ شده این کارو می کردن،  قبل از دستگیری رفتم تخم کفتر گرفتم و داغش کردم و خلاصه به هر ضرب و زوری بود بدنمو عادت دادم!

- عجب! پس چرا اینقدر داغون شدی؟!

+ آخه من پیش بینی کرده بودم که مثل زمان شاه ملعون با تخم مرغ این کارو بکنن، اما اونا تخم شترمرغ آوردن!

- اوه ، اوه یه کم بیشتر توضیح بده لطفا کاظم جان!

+ببینید، اون نگهبان ، بنده خدا از شهرستان اومده بود و خیلی وقت بود با کسی هم-نشینی نکرده بود و خلاصه دلش لک زده بود برای یه هم-نشینی هرچند مختصر! بیچاره متاهلم بود و  توی این دوران که همش آماده باش بود و دور از همسر ، فشاره زیادی رو تحمل کرده بود!

خلاصه از زور بی کسی اومد سراغ منو و  بردم توی باغی که همون نزدیکیا بود و گفت: ببم جان برای اینکه سور و ساتمون کامل بشه ، من تخم شتر مرغ گرفتم که امشب  با هم حالشو ببریم ...

...یه کم روغن ریخت و چند ثانیه بعد که داغ شد، یهو تخم شتر مرغو شیکوند و ریخت توی مایتابه(ماهی تابه) و چون خیلی زیاد بود ، از ظرف ریخت بیرون و مایتابه برگشت و همه ی روغنا، ریخت رو دست و پای منو و خلاصه همه جام سوخت!

- پس قضیه شیشه نوشابه و باتوم چیه دیگه؟!

+ وقتی نگهبان دید من دارم می سوزم، چون اونجا آب نبود، نوشابرو خالی کرد روم که خنک بشم، مایتابه هم که افتاده بود و سفره آتیش گرفته بود، نه آب داشتیم و نه  نوشابه، خلاصه نگهبان با باتوم آتیشو خاموش کرد.

- پس جرم شما چی بود؟!

+ همون دیگه، گفتم که، من قبل از این که دستگیر بشم اصلا گناهی نداشتم و اشتباهی بردنم زندان،اما وقتی دستگیر شدم یک مجرم حرفه ای به حساب میومدم!

- چرا؟ چه جرمی؟!!

+ هه، آقارو باش، چه جرمی؟!

 اولین جرم : فریب دادن نگهبان زندان(ایجاد رابطه ی مشکوک با نگهبان)

دومین جرم: تلاش برای فرار  از زندان (خروج غیر معمول از انفرادی)

سومین جرم : اقدام به چیزخور کردن مامور دولت(نیمروی تخم شترمرغ)

چهارمین جرم: تلاش در به آتش کشیدن محوطه ی زندان!

پنجمین جرم: استفاده از وسیله دولتی برای امور شخصی(استفاده از نوشابه برای خاموشی آتش)

ششمین جرم: استفاده از سلاح سرد(باتوم)

هفتمین جرم: اقدام به خودزنی و یه کمی هم خودکشی!

هشتمین جرم: قتل عمد...!!!

- خودزنی؟! خودکشی؟!!! قتل عمد؟؟!!!!!!! اینا دیگه چی ربطی به شما دارن؟!

+ ببینید، وقتی این اتفاقات افتاد یهو آژیر زندان صدا کرد و همه ریختن بیرون، نگهبان بدبخت هم دید اگه با این وضعیت ببیننش حسابش با کرام الکاتبینه، خلاصه با مایتابه محکم زد توی گیج گاهش و درجا مرد!

 وقتی مامورای دیگه رسیدن، دیدن یه نگهبان که صورتش کبود شده و از گیج گاهش خون زیادی رفته افتاده روی زمین و منم با قیافه ای داغون و سوخته وایسادم بالا سرش و یه شیشه نوشابه و مایتابه و باتوم هم افتاده روی زمین و دود همه جارو گرفته! حالا شما اگه خودت بودی، چه جوری می خواستی ثابت کنی که نه قاتلی، نه اقدام به خودکشی کردی و نه اقدام به خود زنی و نه اقدام به فرار و نه...

... تا مامورا این صحنه رو دیدن، از شدت خشم و البته تعهد و وفاداری که نسبت به همکار سابقشان(نگهبان مرحوم) داشتند، سعی کردند تا با همان باتوم و شیشه نوشابه و تخم شتر مرغ شکسته و ... قصاصم کنند ، قصاص کردنی!

تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

 

پی نوشت:این داستان برگرفته از داستان هزارفرسنگ زیر دریا، اثر ژولورن نبود و همش توهمات خودم بود!

 

 

منبع : http://www.mohammadfekri.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 کروبی زندان های جمهوری اسلامی را بدتر از گذشته دانست


مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی، اعلام کرد کمیته ای که از سوی رییس قوه قضاییه برای بررسی حوادث پس از انتخابات تشکیل شده گامی مثبت در جهت اعتماد سازی در میان مردم است.
 
کروبی روز دوشنبه در پاسخ به پرسشی درباره این کمیته گفت: «من در نامه ای که به رییس قوه قضاییه نوشتم تاکید کردم حوادث اخیر بررسی شود و حتی اعلام کردم از این آمادگی برخوردارم که مستندات خود را به ایشان ارائه کنم و در صورتی که امنیت افرادی که آسیب دیده اند تامین شود آنها را نیز به ایشان معرفی کنم تا اینکه عاملان جنایاتی که روی داده شناسایی و با آنها برخورد شود.»

وی سپس این پرسش را مطرح کرد که آیا جمعی که می خواهند بر مردم حکومت کنند نباید حتی الامکان رضایت و پشتیبانی مردم را داشته باشند و بی دلیل موجب نارضایتی مردم نشوند؟ آیا حکومت داران نباید از انجام کارهای نسنجیده و خشن پرهیز کنند تا مردم از عملکرد آنها رضایت داشته باشند؟
 
کروبی تاکید کرد که این نوع برخوردها موجب می شود که او علی رغم میل خود مثال هایی را برای روشن شدن اذهان مطرح کند. وی گفت: «هنگامی در سال
۵۳ در زندان رژیم طاغوت بودم مادر یکی از هم سلولی های من که یک آدم فرهنگی است که اکنون نیز در شمیران زندگی می کند توانست از طریق رایزنی با کمیته مشترک به اصطلاح ضد خرابکاری وقت ملاقاتی را با فرزندش بگیرد. در همان زمان هنگامی که ماموری آمد تا او را به ملاقاتی ببرد هنگامی که مشاهده کرد بر روی انگشتان پای وی هنوز آثار جراحت دیده می شود جورابی به او داد تا پایش کند تا مگر اینکه مادر وی از دیدن این صحنه دگرگون شود. این رفتاری بود که در زندان رژیم فاسد طاغوت که هر گونه خشنونتی را علیه مبارزان انقلابی می کردند با زندانیان می شد آنهم در سال ۵۳ که خشنونت ها به اوج خودش رسیده بود. ولی اکنون کار به جایی رسیده که در نظام جمهوری اسلامی فردی را بازداشت می کنند، بعد از پنج روز که او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند چشم و دست بسته در کنار خیابان رها می کنند تا اینکه او پس از نیم ساعت با فریادهایش کمک بخواهد و مردم به کمک او بیایند و او را به خانواده اش تحویل دهند. این پسر به همراه مادرش که فرهنگی است و پدر و نامزدش به نزد من آمد. خانواده وی همان روز اول از آثار جراحاتی که بر بدن وی بود فیلمبرداری کرده بودند و یک سی دی تهیه شده است که هر کسی که این سی دی را دید متاثر و اشک در چشمانش جمع شد. بدن این پسر از نوک انگشتان پایش تا فرق سرش زخم و کبود است. آیا این است رافت اسلامی که در قبال مردم چنین برخورد می شود؟»

کروبی تصریح کرد: «آن آقایانی که مرا به حرکت در مسیری مطابق خواست صهیونیست ها متهم می کنند اندکی درباره عملکرد خود و همفکرانشان بیاندیشند تا متوجه شوند آیا مهدی کروبی که تمام دغدغه و تلاشش برای تقویت پشتوانه مردمی نظام است در راستای نفع رژیم صهیونیستی حرکت می کند یا آنانی که با خشونت با مردم رفتار می کنند و آن گاه به جای برخورد با عاملان جنایات در صدد پنهان کردن اصل ماجرا و حتی برخورد با کسانی هستند که مورد ظلم قرار گرفته اند.»

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در سه شنبه دهم شهریور 1388  |
 آيت الله منتظرى: ولى فقيه بدون انتخاب آزاد مردم مشروعيت ندارد



 

آيت الله حسينعلى منتظرى از مراجع تقليد ساكن قم، در فتوايى تازه اعلام كرد: مشروعيت ولى فقيه با انتخاب صحيح و آزاد مردم محقق مى شود و بدون آن نه مشروعيت دارد و نه مقبوليت.

اين مرجع تقليد سرشناس، فتواى تازه خود را در پاسخ به پرسشى پيرامون «ميزان نقش رضايت اكثريت در جواز براى تصرف در حكومت» بيان كرده است.

آيت الله منتظرى كه خود در گذشته از طرفداران اصلى حاكميت ولايت فقيه در نظام جمهورى اسلامى به شمار مى رفت در پاسخ به پرسش مطرح شده مى گويد: «آنچه از روح اسلام و سيره معصومين به دست مى آيد اين است كه هيچ گاه اسلام نمى خواهد حاكميت بر مردم هر چند حاكميت به حق و معصومانه باشد باز زور و اكراه باشد.»

فتواى تازه آيت الله منتظرى در زمانى مطرح مى شود كه پاره اى روحانيون تندرو و نزديك به حاكميت جمهورى اسلامى ايران مشروعيت ولى فقيه را ناشى از خداوند و نه راى مردم دانسته و اعلام كرده اند كه تمام دستگاه هاى حكومتى نيز مشروعيت خود را از ولى فقيه مى گيرند.
اين دسته از روحانيون كه از جمله آنها مى توان به آيت الله محمد تقى مصباح يزدى و محمد يزدى اشاره كرده قائل به نظريه «كشف ولى فقيه» از سوى مجلس خبرگان و نه «نصب» وى هستند.

اين در حالى است كه آيت الله منتظرى در فتواى خود، مى گويد: «پيامبر اسلام با اينكه از طرف خداوند داراى ولايت بود» ولى «در امور اجتماعى كه به سرنوشت جامعه و مردم مربوط بود با رضايت از آنان بيعت مى گرفتند و سپس عمل و اعمال ولايت مى نمودند.»

اين مرجع تقليد با نقل قول از على ابن ابيطالب، امام اول شيعيان، كه گفته است، «اگر مردم از تو روى گرداندند آنها را به حال خودشان رها كن» مى گويد: «در تاريخ ثبت نشده است كه حضرت امير و نيز ساير امامان براى گرفتن قدرت و حاكميت
كه حق الهى آنان بود- متوسل به زور و سلاح شده باشند.»

آيت الله منتظرى كه از منتقدان اصلى رهبران جمهورى اسلامى ايران محسوب مى شود در هفته هاى اخير و پس از سركوب گسترده معترضان به نتيجه انتخابات از عملكرد دستگاه هاى حكومتى به شدت انتقاد كرده است.

وى اوايل شهريورماه در پاسخ به نامه
۲۹۳ نفر از روشنفكران و نخبگان، با انتقاد از «دادگاه هاى نمايشى» گفته بود: « مسئولين شجاعت اين را داشته باشند كه اعلام‏ ‏كنند اين حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هيچ كس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد.»

وى پيشتر نيز گفته بود: « بر‏ ‏حسب قانون اساسى، كشور متعلق به همه مردم است و آنان حق دارند به‏ ‏وسيله تجمعات آرام و جرائد و حتى راديو و تلويزيون نظرات خويش را‏ ‏ابراز نمايند. چرا راديو و تلويزيون فقط در اختيار حاكميت است ؟ و چرا‏ ‏تجمعات آرام و متين مردم، چماق و بازداشت و شكنجه و محاكمات‏ ‏كذايى را در پى دارد.»

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در سه شنبه دهم شهریور 1388  |
 دندان شکنجه گران و اعتراف بگيران به استخوان مردم رسیده است


بسم الله الرحمن الرحیم

می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبکف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند
میرحسین موسوی

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در یکشنبه یازدهم مرداد 1388  |
 موسوی خواستار اجماع عمومی بر گرد قانون اساسی شد




میرحسین موسوی می گوید که معترضان باید با استفاده از ظرفیت قانون اساسی ایران مطالبات مدنی را پیگیری کنند و زیر شعارهایی جمع شوند که بتواند اجماع عمومی ایجاد کند.

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، آقای موسوی روز چهارشنبه ۳۱ تیر (۲۲ ژوئیه) در دیدار با گروهی از مدیران رسانه ها، استادان دانشگاه و روزنامه نگاران گفت: "قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد که مردم از هر گروه و طیفی بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پیگیری کنند".

آقای موسوی گفت: "نماد سبز در ماه های گذشته نشان داد که می توان افراد بسیاری را با گرایش ها و منافع مختلف در کنار یکدیگر قرار داد به نحوی که همه آنها بر سر حداقل هایی به توافق برسند".

هواداران آقای موسوی قبل از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران رنگ سبز را به عنوان نشانه هواداری از او به کار می بردند، اما پس از انتخابات این رنگ به نشانه ای برای تمام معترضان به نتایج انتخابات تبدیل شد و اعتراض آنها "جنبش سبز" نام گرفت.

اکنون آقای موسوی می گوید که حفظ "اجماع" در میان معترضان به نتایج انتخابات باید از "اهداف اصلی" حرکت های آینده باشد و "قانون اساسی" را شعاری می داند که قابلیت این کار را دارد.

او گفته است: "باید به قانون اساسی توجه کرد، یعنی آن را مانند نماد سبز در سرلوحه پیگیری مطالبات آینده قرار داد چون خاصیت ایجاد اجماع میان اقشار مختلف را دارد".

همه نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت های این فضای شبه کودتای تحمیل شده را به حد اقل برسانند

میرحسین موسوی

سایت قلم نیوز هم گزارش داده است که آقای موسوی در دیدار روز چهارشنبه تأکید کرده است که بحث کردن دائمی در مورد انتخابات اخیر ریاست جمهوری و زنده نگاه داشتن این مسئله یک "ضرورت ملی" است و "هیچ کس نباید فراموش کند که این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است".

او با تأکید بر ظرفیت های قانون اساسی ایران گفته است: "اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم، جامعه با یک آنارشی لجام گسیخته رو به رو خواهد شد که جمع کردن آن غیر قابل پیش بینی خواهد بود؛ همه نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت های این فضای شبه کودتای تحمیل شده را به حد اقل برسانند".

بر اساس گزارش ایلنا، آقای موسوی گفته است که قصد دارد با ایجاد یک "مرکزیت کوچک سیاسی، متشکل از برخی چهره های سیاسی" زمینه ایجاد یک "هویت بزرگ اجتماعی" را ایجاد کند.

او گفت: "اگر به این شکل عمل شود، ضریب آسیب پذیری هم کاهش می یابد، تجربه نشان داده است که احزاب در ایران آسیب پذیر هستند اما اگر هویت اجتماعی شکل گیرد، نمی توان آن را از حرکت بازداشت".

آقای موسوی سه هفته پیش اعلام کرده بود که قصد دارد به همراه "گروهی از نخبگان" با تشکیل "جمعیتی قانونی" به "صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم" بپردازد.

مخالفان آقای موسوی به شدت نسبت به احتمال تأسیس یک حزب سیاسی یا جبهه سیاسی توسط او واکنش نشان دادند، اما کمی بعد یکی از مشاوران او احتمال تشکیل یک جبهه سیاسی "به معنای رایج که متشکل از احزاب سیاسی متفاوت است" را منتفی دانست و اعلام کرد که احتمال تشکیل یک "جبهه سیاسی متفاوت" به صورت "شبکه ای" توسط آقای موسوی وجود دارد.

اکنون به نظر می رسد که منظور آقای موسوی، سازماندهی جنبش اجتماعی موجود از طریق ایجاد یک هسته کوچک سیاسی برای آن است.

او گفته است: "قدرت، همیشه میل به مطلق شدن دارد و تنها تحرکات مردمی می تواند این میل را مهار بزند".

آقای موسوی حضور "مردم" را در شکل گیری "گفتمان مورد نیاز" ضروری دانست، "آن هم در وضعی که این روزها حتی حضور فردی مثل هاشمی رفسنجانی را هم تحمل نمی کنند".

او با اشاره به این که "نخبگان تمایلی برای کار کردن در این دولت ندارند" و "دولت هم تمایلی برای استفاده از تجربه نخبگان ندارد" پیش بینی کرد که مشکلات داخلی و خارجی ایران در سال های آینده افزایش پیدا کند.

آقای موسوی گفت: "تنها شانسی که برای برون رفت از این بحران وجود دارد، اهمیت دادن به علاقه مردم است، علاقه ای که با جمع شدن حس اعتراض های مدنی در کنار تدبر می تواند زمینه شکوفایی سیاست را در آینده مهیا کند".

او آینده ای "پر از نشاط سیاسی" برای ایران پیش بینی کرد.

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در سه شنبه ششم مرداد 1388  |
 بيانيه شماره 9 مير حسين موسوي
 

 

 

به گفته آقاى موسوى، «از اين پس ما دولتى خواهيم داشت كه از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترين شرايط به سر مى برد و اكثريتى از جامعه، كه اينجانب نيز يكى از آنها هستم، مشروعيت سياسى آن را نمى پذيرد.»

۱۰/۰۴/۱۳۸۸

 


 

·                             متن کامل بیانیه شماره ۹ میر حسین موسوی درباره انتخابات

دو روز پس از تاييد انتخابات رياست جمهورى توسط شورای نگهبان، مير حسين موسوى در بيانيه اى جدید با غير مشروع دانستن دولت محمود احمدى نژاد اعلام كرد: مسئوليت تاريخى ماست كه به اعتراض ادامه دهيم.

شوراى نگهبان روز دوشنبه اعلام كرد كه شكايات و اعتراض ها به نتايج انتخابات دهم رياست جمهورى وارد نيست و صحت برگزارى و نتيجه انتخابات را تاييد مى كند. به گفته اين شورا، پرونده انتخابات مختومه شده است.

مير حسين موسوى، نامزد معترض انتخابات، در بيانيه شماره ۹ و مفصل خود گفته است: «همچنانكه انتظار مى رفت شوراى نگهبان، پس از نمايش هايى كه توجه هيچ كس را جلب نكرد، و با چشم بستن بر روى انبوه تقلب ها و تخلف هاى صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى را تاييد كرد.»

به گفته آقاى موسوى، «از اين پس ما دولتى خواهيم داشت كه از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترين شرايط به سر مى برد و اكثريتى از جامعه، كه اينجانب نيز يكى از آنها هستم، مشروعيت سياسى آن را نمى پذيرد.»

اين نامزد معترض به انتخابات خطاب به هواداران خود گفته است: «تمامى تلاش هايى كه اين روزها در مخالفت با شما صورت مى گيرد براى آن است كه از ثمر بخش بودن اعتراضات قانونى خود نا اميد شويد، زيرا تا ما نا اميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعى برخوردار نخواهد بود.»

وزارت كشور جمهورى اسلامى مى گويد كه بر اساس نتايج انتخابات رياست جمهورى، محمود احمدى نژاد با كسب ۲۴ ميليون و ۵۰۰ هزار راى برنده انتخابات شده است. بر اساس اين آمار، مير حسين موسوى ۱۳ميليون و ۲۰۰ هزار راى كسب كرده است.

میر حسین موسوی خبر داده است كه با همكارى گروهى از نخبگان، جمعيتى قانونى براى صيانت از حقوق و آراى پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را راه اندازى مى كند و افزوده كه اين گروه، اجراى اصول معطل مانده قانون اساسى را دستور كار خود نيز خواهد داشت.

انتشار اين نتايج موجى از اعتراض هاى خيابانى را در تهران و ساير شهرهاى ايران به راه انداخت كه در نتيجه سركوب شديد نيروهاى ضد شورش، امنيتى و بسيجى حداقل ۲۰ نفر كشته شدند.

مهدى كروبى و مير حسين موسوى در بيانيه هاى قبلى خود اين نتيجه را «مضحك» و ناشى از تقلب هاى گسترده در انتخابات دانسته اند.

اين در حالى است كه آيت الله على خامنه اى، رهبر ايران، شوراى نگهبان و وزارت كشور اين انتخابات را سالم توصيف كرده اند.

ادامه اعتراض ها و «مطالبات مردم»

به رغم درخواست هاى رهبر جمهورى اسلامى و مقام هاى دولت محمود احمدى نژاد مبنى بر پايان اعتراض ها به نتايج انتخابات، مير حسين موسوى در بيانيه روز چهارشنبه خود گفته است: «مسئوليت تاريخى ماست كه به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش براى استيفاى حقوق مردم دست بر نداريم.»

وى افزود: «شايد بگوييد كه با اين همه قيد و بند ديگر فرجه اى براى بيان اعتراض باقى نمانده است. اين گمان خامى است كه مخالفان سطحى انديش و افراطى شما در سر دارند.»

نخست وزير سابق ايران مى گويد: «مسئوليت دينى ماست كه نگذاريم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمى پسندد استحاله يابد. مسئوليت انقلابى ماست كه نگذاريم حاصل خون صدها هزار شهيد به يك دولت امنيتى تنزل پيدا كند و مستهلك شود.»

آقاى موسوى در اين بيانيه از هواداران خود خواسته است كه به گفته او «فريب شعارهاى ساختارشكنانه» را نخورند و به «همه نهادهاى تصميم گير در نظام» توصيه كرده است كه «چون شوراى نگهبان عمل نكنند و مجارى را براى اصلاح اشتباهات باز بگذارند.»

به گفته اين نامزد معترض، «بسته شدن اين راه، تهديد ساختار شكنى را به عنوان تنها بديل مطرح خواهد كرد.»

مير حسين موسوى مى گويد كه در ابتدا هدف از شركت در انتخابات، بازگشت «عقلانيت دينى» به فضاى مديريت كشور بود ولى «در ميانه مسير به اهدافى بسيار بلندتر هدايت شديم.»

وى خبر داده است كه با همكارى گروهى از نخبگان، جمعيتى قانونى براى صيانت از حقوق و آراى پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را راه اندازى مى كند و افزوده كه اين گروه، اجراى اصول معطل مانده قانون اساسى را دستور كار خود نيز خواهد داشت.

آقاى موسوى همچنين به پيگيرى مطالبات ديگر شامل «توقف برخوردهاى امنيتى، فوق امنيتى و نظامى با مسائل انتخاباتى»، «راعيت اصل ۲۷ قانون اساسى در مورد آزادى تجمعات»، «آزادى مطبوعات و رفع توقيف از آنها»، «ممنوعيت مداخلات غير قانونى دولت در فضاى ارتباطى»، «برخوردارى از كانال هاى مستقل تلويزيونى در خارج و داخل كشور» و ...در بيانيه خود اشاره كرده است.

 

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 كودتاي مخملي عليه جمهوريت

 

 

 

۱۳۸۸/۰۴/۱۱

محمد خاتمی، رييس جمهور سابق ايران، در ديدار با خانواده های بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات گفته است: با توجه به آنچه انجام گرفت و يک طرفه اعلام شد، بايد بگوييم کودتای مخملين عليه مردم و جمهوريت نظام صورت گرفته است.

رييس جمهور سابق ايران در این ديدار که روز چهارشنبه صورت گرفت، گفته است: «وظيفه داشتم با خانواده هايی که عزيزانشان در جريان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسيدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند ديدار کنم و حضورا تسليت بگويم. تعداد اين عزيزان کم نيست، اين را آمارهای رسمی و غير رسمی می گويند.»

«حرف های بی اساس»

يک روز پس از آن که محمود احمدی نژاد از شکست «براندازی نرم» سخن گفته بود، محمد خاتمی از به کار گيری تعابير «براندازی و انقلاب رنگی» برای اعتراضات «آرام مردم» انتقاد کرده است.

آقای خاتمی به کارگيری «براندازی و انقلاب رنگی» برای اعتراضات به انتخابات رياست جمهوری را حرف هايی «بی اساس» دانسته و گفته است: «اگر اين فضای مسموم تبليغاتی و امنيتی ادامه پيدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و يک طرفه اعلام شد بايد بگوييم کودتای مخملين عليه مردم و جمهوريت نظام صورت گرفته» است.

رییس جمهور سابق ایران از بازداشت شخصيت های سياسی انتقاد کرده و گفته است: «چهره هايی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روش های غير قانونی و غير شرعی دستگير می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمايش های تلويزيونی قرار می گيرند و شاهد رفتارهای زشتی هستيم که سالها پيش ريشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آن گاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنيم؟!»

«آنان که اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترين پشتوانه نظام را از بين برده، فرصت را برای سوء استفاده بيگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسيدگی به اعتراض مردم در فضايی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.»

محمد خاتمی



وی شرايط کنونی عليه ميرحسين موسوی را به فضايی«کاملا يک طرفه» تشبيه کرده و گفته است: «با بستن تمامی راه های قانونی ارتباطی بر روی جامعه»، صدا و سيما و رسانه های دولتی عليه اين نامزد انتخابات رياست جمهوری در جامعه «سم پراکنده» می کنند.

رييس جمهور سابق ايران در ادامه پرسيده است :« مگر ايران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟»

محمد خاتمی در بخش ديگری از سخنرانی خود بدون نام بردن از کسی گفته است: «آنان که اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترين پشتوانه نظام را از بين برده، فرصت را برای سوء استفاده بيگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسيدگی به اعتراض مردم در فضايی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.»

آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی،
۲۹ خردادماه در نماز جمعه تهران هرگونه تقلب در انتخابات را رد کرد و به نامزدهای معترض هشدار داده بود که از اعتراض های خيابانی به نتيجه انتخابات بپرهيزند و آنها را مسئول  عواقب خونریزی احتمالی دانست.

به دنبال اعلام وزارت کشور ايران مبنی بر اینکه محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری به پيروزی رسيده است، تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد اعتراض های خيابانی بود.

در بزرگترين راهپيمايی اعتراضی که روز دوشنبه
۲۵ خرداد ماه با حضور صد ها هزار نفر در تهران برگزار شد، با تيراندازی نيروهای بسيج به سمت معترضان دستکم هشت نفر کشته شدند. مقامات دولتی می گويند در جريان اعتراضات اخیر ۲۰ نفر کشته شده اند.

پاسخ حکومت

محمد خاتمی با اشاره مخالفت وزارت کشور با در خواست «تشکل های رسمی و ريشه دار انقلاب» برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتايج انتخابات در روز دوشنبه گفت: آن حضور ميليونی که از حيث جمعيت از بزرگترين راهپيمايی های انقلاب چيزی کم نداشت اتفاق افتاد، «در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با اين پيام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به اين حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ريختن خون مردم، امنيتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خيرخواهان نظام.»

رییس جمهوری سابق ایران از اقدامات عليه معترضان به انتخابات انتقاد کرده و با اشاره به اين که «هيچ کس ديگر دعوتی از سوی خيرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذيرفت» گفته است: «فلسفه انتخابات با همه هزينه هايش اين است که نماينده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتايج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زير سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.»

وی همچنين از رويکرد شورای نگهبان در جريان انتخابات انتقاد کرده و گفته است: «دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتايج اعلام شده انتخابات يک صدا گفتند اعتراض مردم بايد مورد توجه قرار گيرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از يک طرف اين ماجرا به کلی زير سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر اين زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.»

آقای خاتمی افزود: «حالا همه از فضای آرام سخن می گويند. فضا چگونه بايد آرام شود؟ با ادامه اين دستگيری ها، با امنيتی کردن بيشتر فضا؟! آشتی ملی به اين ترتيب؟!»

مقامات دولتی ايران می گويند بيش از هزار نفر در ارتباط با حوادث پس از انتخابات بازداشت شده اند.

تعدادی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت و مجاهدين انقلاب، نهضت آزادی ايران، روزنامه نگاران و فعالان سياسی در شمار بازداشت شدگان هستند.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 ندا آقا سلطان
 

 

 

تصویر لحظه ای که ندا آقا سلطان به ضرب گلوله کشته شد.

۱۳۸۸/۰۴/۱۱

رابرت گيبس، سخنگوى كاخ سفيد آمريكا، ادعاى فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران مبنی بر اینکه قتل «ندا آقا سلطان» سناریو بوده است را «بهت آور» دانست.

اسماعيل احمدى مقدم، فرمانده نيروى انتظامى ايران روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگاران، قتل «ندا آقا سلطان» را يك سناريوى از پيش تعيين شده دانست و گفت: «آرش حجازى يكى از شاهدان اين ماجرا كه در اين پرونده‌ نقش داشته است و اقدام به سم پاشى عليه نظام كرده، فرارى است و وزارت اطلاعات در پى دستگيرى اين فرد است.»

رابرت گيبس، سخنگوى كاخ سفيد آمريكا در باره اين اظهارات گفت: «به نظر من، اين يك كارزار برای ارائه اطلاعات غلط درباره حادثه اى است كه رخ داده است.»

وى افزود: «به نظر من اينكه مرگ يك زن بيگناه طراحى شده باشد، حتى بوسيله آنها، بهت آور است.»

ندا آقا سلطان كه به نماد اعتراض ها عليه نتايج انتخابات رياست جمهورى ايران در خارج تبديل شده است هفته گذشته و در جريان يكى از راهپيمايى ها كشته شد.

ويدئوى صحنه مرگ اين زن
۲۷ ساله كه از صورت او خون بيرون مى ريزد به سرعت در اينترنت و تلويزيون هاى مهم دنيا پخش شد و در بسيارى از اعتراض هاى خارج از كشور به سركوب ها در ايران، عكس وى در دست معترضين قرار دارد.

با بالا گرفتن اعتراض ها به مرگ خانم آقا سلطان، باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا، در يك مصاحبه مطبوعاتى گفت كه از ديدن تصاوير مرگ وى ناراحت شده و افزود: «من فكر مى كنم هر كسى كه اين تصوير را مى بيند متوجه مى شود اساسا در اين زمينه بى عدالتى رخ داده است.»

رسانه هاى دولتى جمهورى اسلامى بلافاصله مسئوليت مرگ «ندا» را متوجه عوامل خارجى كردند و حتى روزنامه «جوان» كه به سپاه پاسداران نزديك است آن را به خبرنگار اخراج شده تلويزيونى بى بى سى نسبت داد.

يكى از شاهدان مرگ خانم آقا سلطان پزشكى به نام آرش حجازى بود كه پس از سفر به لندن در باره جزئيات حادثه با شبكه بى بى سى گفت و گو و اعلام كرد كه وى به ضرب گلوله يك بسيجى كشته شده است.

هفته جارى، محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران از قوه قضاييه ايران خواست تا به اين پرونده رسيدگى كرده و عاملان حادثه را محاكمه كند.

در همين زمينه، فرمانده نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ايران روز چهارشنبه گفت: «آرش حجارى، پزشكى كه در صحنه قتل ندا آقاسلطان حضور داشته است، توسط نيروهاى وزارت اطلاعات و پليس اينترپل تحت تعقيب است.»

آقاى احمدى مقدم مى گويد كه «قتل ندا آقا سلطان سناريو است و هيچ ربطى به اغتشاش هاى تهران ندارد.»

انتخابات رياست جمهورى ايران كه با معرفى محمود احمدى نژاد به عنوان نامزد پيروز به پايان رسيد با اعتراض هاى گسترده اى همراه بود كه در جريان آن صدها نفر بازداشت و تعدادى از معترضان نيز كشته شدند.

بر اساس اعلام فرمانده نيروى انتظامى، علاوه بر ندا آقا سلطان حداقل
۱۹ نفر ديگر در اعتراض هاى پس از انتخابات رياست جمهورى كشته شدند.

با اين حال، وى هيچ توضيحى در باره هويت كشته شدگان نداد.

 

 

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 مهدي كروبي:تا آخر عمر پاي مردم و انقلاب ايستاده‌ام
 

 

 

نيرو به همسايه شمالي گسيل داشتيد تا چگونه مردم را با زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل بترسانند
بعد از انتخابات خون به سنگفرش خيابان پاشيده‌شد
بابت اين حسن ظن به مسئولين از مردم عذرخواهي مي‌كنم

انا لله و انا اليه راجعون
ملت بزرگ و فهيم ايران!
لازم مي‌دانم ابتدا از مردم ايران عذرخواهي کنم؛ هم به خاطر چندين ماه اصرار و ابرام براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و هم به خاطر همه آن عزيزاني که در اين مدت زحمات زيادي را براي آنها موجب شدم و با لطف و عنايت خود مسير انتخابات را هموار و زمينه حضور عظيم و بي‌سابقه‌اي را فراهم کردند.
پيش از همه اذعان مي‌کنم که بسياري از شما پيشتر و دقيق‌تر مي‌دانستيد که چه خواهد شد و متوجه شده بوديد،همان گاه که مي‌پرسيديد «چه تضميني براي آراي ما وجود دارد»، يا زماني که مي‌گفتيد «نتيجه انتخابات معلوم است و شما آب در‌هاون مي‌کوبيد.» با اين همه مي‌خواهم بگويم از کرده خود پشيمان نيستم و شما هم از اين تلاش عظيم و حضور يکپارچه ضرر نکرده ايد.حرکت ما در جهت تحکيم مباني جمهوريت، اسلاميت و ايرانيت بود و ماه‌ها با کمک دوستانمان تلاش بي‌وقفه‌اي داشتيم که «مطالبه محوري» را در صحنه انتخابات به يک اصل تبديل کنيم و با توجه به اوضاع و شرايط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرايط فعلي مي‌توان انجام داد را براي حل مشکلات مردم و تحکيم پايه‌هاي استقلال و آزادي در کشور عنوان کنيم. ما براي تغيير آمده بوديم،گرچه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند. با اين همه فراتر از اين تغييري در شرايط کشور و روحيات جامعه و آگاهي مردم بيش از آنچه تصور مي‌شد، صورت گرفت و اذعان مي‌کنم که اين تغيير به مراتب فراتر از تصميم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به ياد و عشق امام راحل بود، به ياد روزهاي فداکاري و از خودگذشتگي، قدم نهادن در مسير مسووليت پذيري و نه جاه پرستي، خودخواهي و تحقير ديگران.
آمدن براي گفت و گوهاي بالنده‌تر اجتماعي و نه طرد هر کسي که غير از سخن من کلمه‌اي به زبان مي‌راند؛
آمدن براي گفت و گو و شکستن فضاي يکسويه حاکم بر اوضاع کشور عمومي؛
آمدن براي ديدن بهتر و کامل‌تر جريان اداره کشور؛
آمدن براي روشن کردن چرخه ناکارآمد مديريت اجتماعي کشور؛
آمدن براي تغيير در سياست‌هاي تحکم آميز و تحجرمآبانه داخلي؛
آمدن براي گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحريت؛
آمدن براي غبار روبي از چهره جوان و نوجوان، دانشگاه و اصحاب فکر و انديشه؛
آمدن براي تعامل با همسايگان و دولت‌هاي خارجي؛
آمدن براي بازداري از شکل گيري فرهنگ و ادبيات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن براي شفاف سازي امور اجرايي و ارتباط بخش‌هاي گوناگون اقتصادي و برنامه محوري؛
آمدن براي همه اين‌ها و همه آنچه گفته شد و غير از اين‌ها همه براي تغيير بود و تغيير براي ايران. حاصل اين همه آمدن‌ها که زمان وسيعي را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستيم فضاي يخ زده کشور را شکستيم، مطالباتي که حق مردم بود بازگو و بازتعريف کرديم، افق نقد را به طلوع سپيدي نزديک‌تر سازيم، جرات گفتن و شنيدن را براي مسوولان و نامزدها به اوج رسانديم، شجاعت ديدن واقعيت‌ها را در همه زمينه‌ها ارتقا بخشيديم، گفت و گو با همسايگان، آمريکا، اعراب و مسلمانان را به جايگاه مطمئني نزديک ساختيم و با ارائه برنامه‌ها، بيانيه‌ها، اعلام مواضع و ديدگاه‌ها، ناگفته‌هاي بزرگي را با عظمت گفتيم و جامعه را از ترس‌هاي غير منطقي دور کرديم و همگان را اين سو و آن سوي مرزها ايران به گفت و گو ترغيب کرديم و شما در همه اين لحظات و برداشتن اين گام‌ها همراه و ياور من بوديد و چگونه مي‌توان فراموش کرد شکوه شب‌هاي پيش از 22 خرداد را که همه ايران يکپارچه شور سياسي و شوق انتخابات شده بود و دنيا با همه بزرگي خيره بر اين عظمت و آزادگي حاصل از انقلاب اسلامي. چه تصاوير به ياد ماندني از آن همه شب‌ها و شورها و جوان‌ها که ايران را يکپارچه غرق در مردمسالاري و حضور سياسي ساخته بود. چقدر دنيا از آن شب‌ها و انقلاب و عظمت ايران ياد کرد و چه باورنکردني که يک هفته بعد تصاوير آن شکوه به فرياد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبديل شد و خون به سنگفرش خيابان پاشيد و با ضرب باتوم‌ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پير و جوان.... و چه سقوط آزادي از اوج قله عظمت در تصوير جهاني به حاکميت شلاق و زندان گلوله...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهي شده به خوابگاه دانشجويان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با يونيفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خيابان دستگير کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتي‌هايي که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبي و سياسي را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادي نسبي را گرفتند و همه را روانه زندان‌ها و سلول انفرادي کردند تا در چنين شرايطي سخت لب به سخن بگشايند و به انقلاب مخملي اعتراف کنند!
اين چه انقلاب مخملي است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترين و با سابقه‌ترين ياران امامند و مورد تاييد شوراي نگهبان و رهبري براي حضور در انتخابات و حداقل 15 ميليون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها راي داده‌اند؟
روياي انقلاب مخملي در ذهن اين‌ها بوده يا آنها که کابوس آن را مي‌ديدند و نيرو به همسايه شمالي گسيل داشتند که آموزش ببينند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قيافه مهيب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پير و جوان و زن و مرد و اتومبيل و مغازه بترسانند تا مبادا کسي جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌هاي تبليغاتي و در بوق کردن حرف‌هاي غير واقعي، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملي، تخريب و ده‌ها اتهام ديگر نموده و تا جايي پيش رفتند که مردم را به قتل يکديگر و رفتن در لباس بسيج براي زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستي که اين انتخابات در عين اينکه پرشور‌ترين، سياسي‌ترين و با شکوه‌ترين انتخابات در اين سي سال بود، پر مساله‌ترين نيز بود که با اعتراض‌هاي گسترده مردم، شخصيت‌هاي سياسي و گروه‌ها مواجه شد و متاسفانه نهادهاي مسوول به جاي پاسخگويي و رفع شبهات درباره ترديد‌هاي جدي و تخلفات اساسي خواستند با طرح ادعاهاي مضحک همه چيز را تحت تاثير قرار دهند. شما مردم حق داريد که لااقل اين سوال را از نظام بپرسيد که چگونه دو تن از ياران انقلاب که مورد تاييد و با صلاحيت و نيز همه گروه‌هاي اطرافشان يک شبه به عاملان انقلاب مخملي و هواداران گروه‌هاي اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبديل شدند؟ چگونه مي‌توان اين همه را به مصاف سياسي و انتخابات خواند و ناگهان در پايان يا ميانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سيما و تريبون‌هاي مذهبي و سپاه و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تير و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه اين‌ها تقصير «خود شما» است ! صدا و سيما را با بودجه ملي به خدمت گرفت، برنامه پشيمان سازي به راه انداخت و در همين حال خود را به حمايت 40 ميليون راي دهنده در انتخابات مفتخر دانست؟! اين همان شعار پر مغز راهپيمايي مردم از انقلاب تا آزادي است که مي‌گفتند: «راي ما را دزديدند، دارند باهاش پز مي‌دهند.»
لازم مي‌دانم در اين مقطع که به ظاهر سير اداري انتخابات را پايان يافته تلقي کردند، مواردي را به عرض شما ملت شريف برسانم:
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهاني را متوجه ايران و مسوولين اجرا و نظارت و همه تصميم سازان نموده که براي هميشه در يادها و خاطره جامعه و تاريخ باقي خواهد ماند. در يک طرف مردمي که نظام و کشورشان را مي‌خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کيان آن فکر مي‌کردند و در ظلمات ياس و ناباوري روح اميد را در خود احيا نموده و براي تغيير و ساختن ايراني از نو آمدند ولي با عبور از ميدان‌هاي مين و موانع، ناباورانه با کمين به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که براي آنان و به نام آنان و بي‌شباهت به انتخاب و راي آنان، انتخاباتي را مهندسي نموده بود. در حقيقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعيده‌ها و نمايش فضاي دموکراسي بر اين باور بوديم که هنوز کفگير منافع مادي به تک ديگ امانت داري و ديانت و اخلاق اجتماعي نخورده و ته مانده‌اي از پاکي و صداقت مي‌تواند از راي مردم صيانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اينجا بايد اذعان کنم که مردم و برخي کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرايط انتخابات را مي‌شناختند و به کرات بي‌حاصلي برگزاري انتخابات و حساب کردن روي آراي مردم را يادآوري مي‌کردند که مجدانه بابت اين حسن ظن به مسوولين از مردم عذرخواهي مي‌کنم.
2. براي همه شهداي اين ماجراهاي انتخاباتي از خداوند رحمان آمرزش طلب مي‌کنم و آرزو مي‌کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده‌هايشان تسليت مي‌گويم و ضمن ابراز تاسف از اينکه حتي امکانات تجليل و بزرگداشت مناسبي هم براي تشييع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده، با آنها همدردي مي‌کنم. براي همه عزيزان، مجروحان و آسيب ديدگان بهبود و شفاي عاجل طلب مي‌کنم و مقصر همه اين شهادت‌ها، جرح و تخريب‌ها و اغتشاش‌ها را کساني مي‌دانم که حقوق مردم را زير پا گذاشتند، حتي به آنها اجازه راهپيمايي آرام ندادند و نه تنها امنيت آنها را تامين نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهين و تحقير قرار دادند.
3. فضاي امنيتي که پس از انتخابات در کشور ايجاد شده مولود افکار معيوب و توهم توطئه‌هاي خود ساخته‌اي است که متاسفانه تلاش مي‌شود با تبليغات و استفاده يک طرفه از صدا و سيما آن را يک طرفه به اثبات رسانند. هيچ يک از گروه‌هاي سياسي شناخته شده و شخصيت‌هاي سياسي شناخته شده و شخصيت‌هاي عزيز سياسي و ميليون‌ها نفر مردمي که در راهپيمايي‌هاي آرام و مدني حضور داشتند هيچ مطالبه‌اي نداشتند جز اينکه رايشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادي و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملي ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سياسي جريان حاکم است. اصولا انقلاب‌هاي مخملي در کشورهاي اقمار شوروي سابق رخ داده، شرايط خاص خود را دارد و در هيج جاي ديگري نيز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروي سابق بوده يا شده‌ايم؟ انقلاب مخملي با حضور افراد وابسته به انقلابي چون آقاي موسوي و اينجانب و ده‌ها ميليون‌ها نفري که به آنها راي نداده اند، معني ندارد. دستگيري و زنداني کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره‌هاي سياسي، اجتماعي، دانشگاهي و مطبوعاتي و نگران داشتن خانواده‌هايشان بدون هيچ اتهامي و بعضا به صورت آدم ربايي، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است، اينان بايد هر چه سريعتر آزاد و از آنها اعاده حيثيت شود.
4. با ساز و کاري که قبل از انتخابات و توسط دولت و شوراي نگهبان و برخي نهادهاي عمومي انجام شده و نيز نحوه اجراي انتخابات و دخالت‌هاي دولت و نمايش شکايت پذيري و بازشماري آراي شوراي نگهبان و وقايع بعد از آن را عاملي در جهت باطل بودن انتخابات مي‌دانم و بر همين اساس دولت برآمده از آن را داراي مشروعيت و مقبوليت نمي‌دانم و در هيچ برنامه‌اي از جمله تنفيذ و تحليف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم، انقلاب و نظام اسلامي و شاگرد بي‌ادعاي امام راحل از همه مردمي که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نيز نسبت به پيگيري نتايج صحيح آن حساس بوده و هزينه‌ها پرداختند، قدرداني مي‌کنم و به پيشگاه همه آنها سر تعظيم فرو مي‌آورم، هر چند که با قدر ناشناسي بي‌سابقه‌اي مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملي، ترور، خس و خاشاک، ده‌ها توهين ديگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصيه مي‌کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با اين ناملايمات رها نکنيد، روحيه انقلابي و اسلامي و شعور سياسي خود را پاس داريد، همچنان به مانند امام که از «جمهوريت» همپاي«اسلاميت» ارزش مي‌داد، در مقابل تحجر، واپس گرايي و تغييرات بدعت گونه دفاع کنيد و بدانيد که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل ديکتاتوري، سرکوب، واپس گرايي و اسلام طالباني است. گرچه اين انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسيب جدي وارد کرد اما مطمئن باشيد که راي و اراده مردم پيروز نهايي اين تحولات خواهد بود.
6. بيشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتي براي کشور مطرح کردم، باور دارم و از همکاران مي‌خواهم به آنچه مطرح کرده‌ام، فکر کنند:به لزوم برنامه محوري در اداره کشور، احياي حقوق شهروندي،احياي آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي، پرداختن به حقوق اقليت‌هاي مذهبي و قومي و توجه جدي به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش‌هاي فرهنگي و زباني متنوع ايران، توجه به حقوق زنان و برابري‌هاي مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفيت‌هاي به فراموشي سپرده شده قانون اساسي و چنانچه لازم باشد تغيير و بازنگري قانون اساسي به ويژه در ارتباط با قانون شوراها، اداره مناطق مختلف کشور،مسائل مربوط به انتخابات و شوراي نگهبان و موارد ديگر.
7. در جريان انتخابات و پس از اعلام نتيجه حيرت آور و اعجاب انگيز آن از هيچ اقدامي ولو مخاطره آميز دريغ نکرده‌ام که مواردي از آن حسب اقتضا از طريق بيانيه‌هايي به استحضار شما ملت بزرگ رسيده و طبعا بعضي از اقدامات ديگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولي اجمالا يادآوري مي‌کنم از هيچ فرصت متصوري همچون تماس، رايزني، مکاتبه محرمانه با مراجع ديني و شخص رهبري و هر شخص حقيقي و حقوقي تاثيرگذار ديگر غفلت نکرده‌ام و صادقانه به شما مي‌گويم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردي قرين توفيق نبوده است.
8. ضروري‌ترين مساله در شرايط کنوني حفظ روحيه انقلابي و سياسي در برابر کساني است که مي‌خواهند مردم نا اميد شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه بايد وحدت انقلابي و روحيه سياسي را حفظ کرده و با جريان عظيمي که در اين انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهي خود را بازيافته به تشکيل و تقويت تشکل‌هاي مدني و حضور در احزاب و گروه‌هاي سياسي اصلاح‌طلب و تحول خواه و اميدوار به آينده بپردازند. من به سهم خود براي هرگونه همکاري با افراد و گروه‌هاي سياسي تحول خواه در اين مقطع حساس که به نظر مي‌رسد «جمهوريت» در کنار «اسلاميت» و «ايرانيت» در خطر است، دست همکاري و تشکيل جلسه واحد تحول خواهي و حرکت و تغيير را دراز مي‌کنم و از همه شخصيت‌ها و گروه‌هاي مختلف که به انديشه امام وفادارند، دعوت مي‌کنم به اين امر عظيم اقدام کنند.
مهدي کروبي تا آخر عمر پاي اين مردم و انقلاب اسلامي ايستاده است و تمامي مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه‌هاي اعلام شده به هر نحو ممکن پيگيري مي‌کنم و در هر شرايطي با هر امکاني به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه اين راه تاکيد مي‌نمايم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ايستادگي و هوشياري و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاري نياز دارد. از علماي اسلام و بزرگان نيز دعوت مي‌کنم که در صحنه سياسي کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمايي آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدي کروبي 09/04/1388

 

|+| نوشته شده توسط سينه سرخ در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 
 
بالا